۱۳۸۴ شهریور ۱۸, جمعه

هیچ چیز آسان‌تر از دشوار نوشتن نیست!

شانزدهم شهریورماه سال هشتاد خورشیدی، نخستین صفحه‌ی وبلاگ فارسی متولد شد. خالق آن شاید هرگز گمان نمی‌برد با ابتكار خویش جرقه‌ی چه انقلاب بزرگی را افروخته است. از آن پس، وبلاگ‌های فارسی یك‌به‌یك پا به عرصه‌ی دنیای مجازی نهادند و با فراگیری این پدیده‌ی نو، مرز میان دنیای واقعی و مجازی كمرنگ و مرزهای جغرافیایی درنوردیده شد. دیگر كسی منتظر رسیدن پیكی از وطن نمی‌ماند تا خبر و اندیشه و فكر را بر روی برگ‌های كاغذی برای او به ارمغان آورد. اندیشه آنگاه كه در ذهن می‌درخشید می‌توانست در فاصله‌ای اندك بر روی صفحه‌ای منتشر شود كه تمامی جهانیان قادر به دیدن آن بودند. نه تنها مخاطب می‌توانست نظر و عقیده‌ی نویسنده را بخواند بلكه قادر بود در اندك زمانی یا خود در صفحه‌ای شخصی به پاسخگویی برخیزد یا در ارتباطی دوسویه و آسان با نویسنده، او را به نقد بكشد و این تجربه‌ای تازه در عرصه قلم و اندیشه و رسانه بود. تجربه‌ای كه حاصل گرانمایه‌ای جز "تمرین دموكراسی" و "رواج مدارا" و "تعصب‌زدایی" نداشته است، سه عنصری كه كمتر جایی در فرهنگ اندیشه‌ورزی ایرانیان داشته‌اند. همین است كه تولد وبلاگ فارسی را می‌توان "تولد یك انقلاب" نامید.

در جامعه‌ای كه بركشیدن نورچشمی‌ها سنت رایج و پذیرفته‌شده‌ی جامعه است، وبلاگ امكانی بود كه با كمترین هزینه در اختیار نویسنده قرار می‌گرفت تا خود را در میان همفكران و همسالان بیازماید. اگر مرد میدان است باقی بماند و اگر نیست كوله‌بار برگیرد و به افزودن توش و توان خویش همت گمارد و آنگاه بازگردد. اینجا میدان رقابت برای ماندن است. هیچ كس بر دیگری برتری ندارد. وبلاگ‌ها با یكدیگر برابرند و آنچه برخی را به شهرت و محبوبیت می‌رساند جدا از تمامی آلودگی‌ها، قوت اندیشه و استواری قلم و هیبت منطق و شكوه استدلال و تازگی فكر و اندیشه و احترام به عقل نقاد است.

در شتاب روزافزون زندگی مدرن مجالی برای نوشته‌های پیچیده و دشوار باقی نمی‌ماند. كم كم حاشیه‌روی و روده‌درازی و قلم‌فرسایی جای خود را به بیان موجز و شسته‌رفته‌ی اندیشه داد. دیگر جایی برای پنهان ساختن بی‌سوادی و ضعف فكر در پناه كلمات دشوار باقی نبود چه، چنین نوشته‌ای اصولاً خواننده‌ای نمی‌یافت و اینگونه، نویسنده‌ی ضعیف و اندیشه‌ای بی‌بنیاد عملاً در زندان تنهایی و انزوا گرفتار می‌آمد.

"كارل پوپر" در برابر فیلسوفان ماركسیست كه فلسفه را به زبانی دشوار به خواننده عرضه می‌داشتند دست به نوآوری زد. او به زبانی ساده و همه‌كس‌فهم عقاید خود را به نگارش درآورد و آنگاه كه ماركسیست‌ها او را به سطحی‌نگری (بدلیل ساده‌نویسی) متهم ساختند به پاسخگویی برخاست: «من ماركسیست‌های نو و انقلابی را متهم می‌كنم كه گزافه و دشوار سخن می‌گویند و می‌كوشند با اندیشه‌‌ی اندك و سخنان بسیار بر ما تأثیر بگذارند» و در نقد هایدگر می‌گفت: «همانطور كه نمی‌توان در هوای آلوده به آسانی نفس كشید با زبان ابهام‌آمیز و سنگین هایدگر هم نمی‌توان روان و روشن فكر كرد». "كارل پوپر" جوهر روش نگارش خود را در قالب جمله‌ای ماندگار بجای گذاشت: «هیچ چیز آسان‌تر از دشوار نوشتن نیست»؛ از بزرگترین میراث‌های وبلاگ پارسی، عرضه‌ی عمیق‌ترین اندیشه‌ها یا روان‌ترین قلم‌هاست. وبلاگ پلی میان ذهن و زبان زده است كه تا پیش از این تحقق‌نیافتنی می‌نمود. اصولاً در وبلاگستان تنها گفتار و نوشتاری كه روان نوشته شده و آسان خوانده شود می‌تواند با مخاطب نیمه‌فرهیخته نیز ارتباط برقرار كند و این بخشی از رسالت اندیشه‌ورزان و روشنفكران و قلم‌بدستان وب‌نگار است.

وبلاگ فارسی به انزوای اجتماعی برخی وب‌نگاران دامن زده است. اگر از اعتیاد به وب‌گردی (ولگردی اینترنتی) بگذریم، وبلاگ‌نویسی در بیشتر موارد رابطه‌ی وب‌نگار و اطرافیان را گسسته و پیوندهایی تازه را پدید آورده آمده است. اگر وب‌نگاران در میان خانواده یا خویشان، كمتر حضور می‌یابند و لذت وبلاگ‌نویسی و وبلاگ‌خوانی یا مطالعه به قصد نگارش مقاله را به گپ و گفتگو با اطرافیان دیروز ترجیح می‌دهند اما همین وضعیت نرم نرمك آنان را جذب حلقه‌هایی جدید از دوستان و همفكران كرده است به‌ویژه هنگامی كه وب‌نگاران در قرارهای وبلاگی گرد هم می‌آیند و از نزدیك یكدیگر را ملاقات می‌كنند، دیدارهایی كه ملاقات‌های مجازی را تكمیل می‌كند و انزوای اجتماعی وب‌نگار را با قدری پُر می‌كند.

آشنایی اهل فكر و فرهنگ با یكدیگر كه در دنیای واقعی چه از نظر بُعد زمان و چه بُعد مكان كاری عملاً ناشدنی‌ست تنها و تنها در محیط بی‌حد و مرز وبلاگ‌شهر ممكن شده است. وبلاگ مرزها را از میان برداشته و ارتباط اهل فكر و نشر اندیشه را بسیار سهل و ساده ساخته است. این ویژگی در كنار قدرت قلم در نقد بی‌پروای هر اندیشه‌ای، وبلاگستان را به محیطی دلپذیر و بدیع در صیقل افكار از زنگارها تبدیل كرده است. محیطی كه همچون هر محل عمومی دیگر از آلودگی بری نیست اما دستاوردهای نیك این شهر شیشه‌ای آنقدر هست كه همچنان وبلاگنویسی را امری دلپذیر و دوست‌داشتنی بدانم.

پی‌نوشت: وبلاگ ویژه‌ی جشن تولد وبلاگ فارسی؛

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

لطفاً فقط در مورد موضوع این نوشته نظر بدهید. با سپاس!