۱۳۸۴ آبان ۱۲, پنجشنبه

نویسنده باید به مخاطب فكر كند

اول- این چند وقت را اُفتان و خیزان طی كرده‌ام. بارها زمین خورده‌ام و خاكی و خون‌آلود گوشه‌ای افتاده‌ام. بارها دست‌هایم را به زانوهایم گرفته‌ام و قد، راست كرده‌ام. گرفتاری‌های روزمره‌ی زندگی با طوفان‌های فكری و روحی در هم آمیخته‌اند و مرا در هم كوبیده‌اند. جسم و روحم آخرین نفس‌ها را می‌كشند. در پس این درد جانسوز یا "مرگ" است یا "تولدی دیگر".

دوم- جمله‌ای از مصاحبه‌ی شرق با شیوا ارسطویی مرا میخكوب خودش كرد. «نویسنده همیشه باید به مخاطبش فكر كند. نویسنده‌ای كه برای دل خودش می‌نویسد هیچ‌وقت حرفه‌ای نخواهد شد و همان بهتر كه اصلاً ننویسد». مدت‌هاست جامعه‌ی مخاطبان وبلاگ، دغدغه‌ی من شده است. جماعتی سخت ناهمگون با تفاوت‌هایی فاحش در زمینه‌های مطالعاتی و ژرفای فكری و علایق و سلایق فردی. یك یادداشت یا مقاله یا روزنوشت برای گروهی بسیار جذاب و تازه است و برای گروهی دیگر تكراری و ملال‌انگیز و بیات‌شده. هنوز نتوانسته‌ام با این ناهمگونی كنار بیایم. یا باید دست به انتخاب گروهی خاص بزنم یا برای همه‌ی سلیقه‌ها و سطوح فكری، مطلب تولید كنم.

سوم- نكته‌ای را تا یادم نرفته گوشزد كنم. سه‌شنبه‌ای كه گذشت، دكتر حسین در محل جبهه‌ی مشاركت اصفهان درباره‌ی ماجرای 13 آبان [1] بحثی را ارائه كرد. حسین‌خان كوشید در این بحث، فضای اجتماعی-روانی زمان وقوع حادثه را بازسازی كند اما شوربختانه به‌عمد از بازگویی عقاید شخصی‌اش خودداری كرد و این رویه را تا پایان جلسه هم ادامه داد. همین موضوع در روزهای بعد ذهنم را به خود مشغول كرده بود. در نهایت به این نتیجه رسیدم وقتی در جمعی، فرد یا افرادی به هر دلیل از ابراز عقاید و تحلیل‌های شخصی خود سر باز زنند و از پذیرش مسؤولیت یافته‌های فردی خود شانه خالی كنند دیگر مجالی برای بحث و گفتگو باقی نمی‌ماند. صدالبته دیگر دلیلی هم برای وقت گذاشتن در این جلسات نخواهد بود. اگر هم به هر بهانه گذرم به این گونه جلسات افتاد انگیزه‌ای ندارم تا وقت بگذارم و دیگران را نقد كنم یا اینكه بحثی ارائه كنم. بیان شجاعانه و صادقانه و نیز مصلحت‌بینی واقع‌گرایانه، جزیی از ابراز عقیده و مباحثه و نقد در فضای امروز است. وقتی كسانی از ایجاد و قوام و دوام چنین فضایی تن بزنند دلیلی ندارد خود را برای دیگران به آب و آتش بزنیم.


پی‌نوشت:
1- اینكه می‌گویم ماجرای 13 آبان به خاطر آن است كه درباره‌ی آن ارزشگذاری نكرده باشم. وگرنه می‌توان از "اشغال سفارت آمریكا"، "فتح لانه‌ی جاسوسی" یا "تسخیر سفارت آمریكا" نام برد كه هر كدام بار معنایی خاص خود را دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

لطفاً فقط در مورد موضوع این نوشته نظر بدهید. با سپاس!