۱۳۹۰ آذر ۳۰, چهارشنبه

نازنینی تو ولی در حد خویش!

برخی دوستان به دلیل فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، لینک دادن و کامنت گذاشتن و لایک زدن را نه تنها ابزاری برای اعلام نظر که نوعی قدرت‌نمایی می‌بینند! و بر اساس همین نگرش، گاهی از کامنت گذاشتن در پای برخی لینک‌ها خودداری می‌کنند! یا لایک زدن خود را از برخی دوستان دریغ می‌کنند تا مثلاً طرف را در تنگنا قرار دهند! یا تنبیهش کنند! یا بایکوت...!

بد نیست این دوستان دقت کنند اگر کامنت گذاشتن و لایک زدن، واجد قدرتی بود، نظام کنونی ایران باید تا حالا هزارباره سقوط کرده و دو سه کفن هم پوسانده باشد!

ما در شبکه‌های اجتماعی دور هم جمع شده‌ایم. گفت‌وگو می‌کنیم و گپ می‌زنیم و همدیگر را تأیید یا نقد می‌کنیم. برخی از ما البته به سبب شهرت یا موقعیت پیشین یا کنونی، دارای دوستان بیشتر یا بُرد نفوذ گسترده‌تری هستیم. اما هیچ‌یک از ما به دلیل حضور و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، واجد عنصری ملموس و مؤثر به نام قدرت نیستیم که حالا بخواهیم آن را به عنوان یک ابزار یا حربه برای مقابله با دوست (یا حریف!) به کار ببریم! کمی واقع‌بینی بد نیست!

۳ نظر:

  1. خیلی ببخشید؛ تصحیح و تکمیل:شهرتی که در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی عاید برخی شده باعث شده که خودشان را مرجع و داور همه چیزی تصور کنند و این را دوستان و اطرافیانشان ایجاد و تقویت می کنند.در واقع هدف ایجاد یک کولونی یارگیرانه هست سپس ارتباطی صمیمی و عمیق معطوف به برخورد آراء. وکافیست اولین کامنت موید نوشته کسی باشد بعد از آن کامنت همه راه تایید را در پیش خواهند گرفت و در صورت نفی یا نقد باز هم این اتفاق خواهد افتاد.یکبار دل نوشته ای کوتاه در ااستاتوس ام زدم و یکی از این خانمهای خود همه چیز دان! آمد بلافاصله یک کامنت گذاشت و نوشت:"اشتباه است"!!! می توانی تصورش را بکنی چه حس چندش آوری است که دیگران موقعیت لحظه ای و حسانی تو را داوری کنند؟حالم ازش به هم خورد و حذفش کردم،شخص مورد نظر را می گویم.می دان یچیه؟انسانها و مدعیان را در عرصه زندگی واقعی و همچنین به هنگام قدرت باید ارزیابی کرد.در این بی قدرتی واقعی و اما قدرتمندی مجازی،همه دموکرات و متساهل و همبسته هستند ولی کافیه یک مورد واقعی در زندگی غیرمجازی پیش بیاد تا هر کسی آنچه که هست را بنمایاند.این هم بد موقعیتی است که آدمی بخواهد با دیگران به دیالوگ بنشیند ولی دافعه هایی اینچنینی مانعش بشود.من که تحملشان را ندارم.نرگس

    پاسخحذف
  2. نرگس جان!
    حساب کن ملت این کارها را در زمان بی‌قدرتی انجام می‌دهند! یعنی آن فرهنگ بیمار عجالتاً اجازه می‌یابد در همین حد خودش را بروز بدهد؛ وای به روزی که سکان مدیریت ۴ تا آدم دیگر را به دست‌شان بدهی...!

    پاسخحذف
  3. موافقم و متاسف مسعودجان
    نرگس

    پاسخحذف

لطفاً فقط در مورد موضوع این نوشته نظر بدهید. با سپاس!