۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه

بی‌پرده‌های این روزها...

شده‌ام آدمی که خروار خروار حرف دارد برای گفتن... یک قطار موضوع دارد برای نوشتن... اما غمی مبهم، دل‌آزردگی‌ای ناشناس، حسی تلخ و محو و توصیف‌نشدنی، دهانش را بسته و او را از قلم و زبان و نوشتن و گفتن روگردان کرده است....

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

لطفاً فقط در مورد موضوع این نوشته نظر بدهید. با سپاس!