۱۳۹۰ اسفند ۲۴, چهارشنبه

ما و مسأله‌ی خاتمی- ۳

آینده‌ی محتمل و راهکارهای ممکن

پیش‌درآمد: این نوشتار، بریده و کوتاه‌شده مقاله‌ای است به قلم علیرضا علوی‌تبار که در اوائل دور دوم ریاست‌جمهوری محمد خاتمی نگاشته شده است. بخش اول آن، زیر عنوان اصلی مقاله: «ملاحظات راهبردی برای آینده» روز گذشته منتشر شد. اینک، بخش دوم را با همان عنوانی که در متن مقاله‌ی اصلی آمده است، ملاحظه می‌کنید.

بحث در مورد راهکارهایی که در برابر اصلاح‌طلبان قرار دارد و تلاش برای گزینش بهترین راهکار از میان راهکارهای ممکن، تنها هنگامی منطقی و ممکن خواهد بود که ما بتوانیم تصویر کم‌وبیش روشنی از آینده‌ی تحولات ایران ارائه نماییم. بدون ارائه‌ی چنین تصویری، بحث از انتخاب راهکار، بیشتر به تفننی روشنفکرانه تبدیل خواهد شد.

۱. وضعیت سیاسی آینده‌ی ایران، تحت تأثیر چه متغیرهایی تعیین می‌شود؟ چه عناصری به آینده‌ی سیاسی ایران شکل خواهند داد؟ به نظر می‌رسد که سه عنصر نقشی اساسی در ترسیم چهره‌ی آتی ایران خواهند داشت:

۱-۱. مجموعه راهکارهای انتخاب‌شده توسط نیروهای شناخته‌شده‌ی سیاسی و چگونگی عملکرد و میزان توان آنها در سازماندهی و بسیج نیروها. یک وضعیت محتمل آن این است که وضع موجود یعنی «توازن قوا و زمین‌گیر شدن اصلاحات» ادامه یابد. اما دو وضعیت محتمل دیگر نیز متصور است: یکی وضعیتی که در آن اصلاح‌طلبان بتوانند از طریق سازماندهی، گسترش مواضع و رهبری و توان بسیج خویش، نارضایتی مردمی را هدایت کرده و علی‌رغم پیدایش شرایط شبه‌انقلابی با قدرتمندی، سمت و سوی مسالمت‌آمیز تحولات را به سوی یک جامعه‌ی متکثر و مردم‌سالار حفظ نمایند. وضعیت محتمل دیگر، تلاش اقتدارگرایان بر قبضه‌ی کامل قدرت و تضعیف نهادهای مدنی از طریق تهییج توده‌ای و ایجاد یک عرصه‌ی «سیاست بسته‌ی توده‌ای» است.

۱-۲. چگونگی بروز خواسته‌های اجتماعی و مجاری پیگیری این خواسته‌ها در عرصه‌ی سیاست. دو موضوع در اینجا اهمیت دارد: نخست اینکه آیا خواسته‌های اجتماعی در قالب‌های مسالمت‌جویانه و آرام دنبال می‌شود و یا اینکه به «شورش» و روش‌های غیرمتعارف متوسل می‌گردد؟ دوم اینکه آیا نیروهای اجتماعی، کماکان جریان‌های شناخته‌شده‌ی سیاسی را (چه در درون حاکمیت و چه بیرون از حاکمیت) به عنوان نمایندگان و مجاری پیگیری خواسته‌های خویش در عرصه‌ی سیاست می‌پذیرند یا اینکه به دنبال سخنگویان سیاسی خویش در میان نیروهای ناشناخته‌ی سیاسی خواهند گشت؟ تداوم رهبری نیروهای سیاسی شناخته‌شده به تداوم روش‌های مسالمت‌جویانه‌ی کنونی منجر خواهد شد. در مقابل، حضور نیروهای ناشناخته به عنوان سخنگویان سیاسی خواسته‌های اجتماعی می‌تواند به تغییر روش‌ها و تقویت گرایش‌های «شورشگرانه» بینجامد.

۱-۳. جهت‌گیری نیروهای بین‌المللی و سمت و سوی فشارهای واردشده از جانب آنها. دو گونه جهت‌گیری در میان نیروهای بین‌المللی (دولت‌ها، افکار عمومی و نهادهای مدنی) محتمل به نظر می‌رسد: یک جهت‌گیری، علیه نظام سیاسی حاکم بر کشور است. در این حالت، هدف، تغییر نظام سیاسی کشور و استقرار یک نظام همسو است. جهت‌گیری دوم، تقویت فرآیندهای مردم‌سالارانه در کشور است. در اینجا، نیروهای بین‌المللی با پذیرش حاکمیت ملی ایرانیان، می‌کوشند تا در مناسبت‌های خویش، گرایش‌های مردم‌سالارانه‌ی درون کشور و نظام را تقویت کرده و فرآیند مردم‌سالارانه‌تر شدن امور در ایران را تسهیل نمایند.
به دلیل تأثیری که متغیرهای فوق بر یکدیگر دارند، وضعیت‌های ممکن برای آینده‌ی سیاسی ایران، تعدد زیادی نخواهد داشت.

۲. اگر نامگذاری‌ها را در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دهیم، می‌توان گفت در حال حاضر، سه راهکار در برابر اصلاح‌طلبان قرار دارد:
۲-۱. ادامه راهکار «آرامش فعال» شامل:
- تلاش برای منزوی کردن افراطیون و تندروی‌ها هم در میان اصلاح‌طلبان و هم در میان محافظه‌کاران.
- پذیرش امکان دستیابی به توافق با محافظه‌کاران بر محور منافع راهبردی اصلاحات برای حفظ و تداوم کل نظام سیاسی.
- تداوم چانه‌زنی در میان نخبگان سیاسی و ادامه‌ی گفت‌وگوهای انتقادی با جناح راست سنتی.
- تأکید بر تمایز و جدایی جبهه دوم خرداد (اصلاح‌طلبان درون حاکمیت) از دیگر نیروهای اصلاح‌طلب و طرفدار مردم‌سالاری در ایران.
- تفسیر تهاجم محافظه‌کاران به عنوان تلاش برای بقا، حفظ خطوط قرمز و حذف جناح رادیکال اصلاح‌طلبان.
- رجوع حداقلی به آرای مستقیم مردم و دفاع از همه‌پرسی در حداقل موضوعات (مثلاً نظارت استصوابی).
- پذیرش توانایی بسیار زیاد جناح محافظه‌کار برای سرکوب و بهره‌گیری از خشونت برای حفظ قدرت خویش.
- تأکید بر محوریت قانون اساسی و حفظ صورت‌ها و سازوکارهای قانونی در جریان اقدامات سیاسی.
- باور به پیشبرد برنامه‌های اصلاحات از درون نهادهای رسمی به‌ویژه نهادهای انتخابی نظام.

۲-۲. راهکار «بازدارندگی فعال» با مبانی زیر:
- امکان پیشبرد برنامه‌ی اصلاحات از طریق گفت‌وگو و چانه‌زنی عادی و طبیعی در عرصه‌ی سیاست ایران از میان رفته است.
- باید از حداکثر ظرفیت قوه‌ی مجریه و مقننه برای افشاگری و شفاف کردن عرصه‌ی سیاست استفاده شود.
- در درون دولت (قوه‌ی مجریه) باید مشی مقاومت و بازدارندگی پذیرفته شود و ساماندهی دولت باید بر این اساس صورت گیرد.
- اعتراض مسالمت‌آمیز و قانونی به دستگیری‌ها و محاکمه‌های غیرقانونی باید به صورت فعالانه‌تری ادامه و گسترش یابد.
- حضور فعال در نهادهای انتخابی باید ادامه یابد و از خروج از قدرت و پشت کردن به آن پرهیز شود.
- تأکید بر قانون‌گرایی باید تداوم یابد و از هر اقدامی که با ظاهر قانون منافات داشته باشد، پرهیز شود و به هیچ‌وجه نباید به دنبال فراتر رفتن از قانون اساسی موجود حرکت کرد.
- هر گونه حرکتی باید با جلب نظر اکثریت جبهه‌ی دوم خرداد صورت گیرد. از هر گونه پیشتازی و فعال کردن شکاف‌ها و تفاوت‌های موجود در درون جبهه‌ی دوم خرداد بایستی خودداری شود.
- بخش افراطی جریان محافظه‌کار میل به سرکوب اصلاحات دارد، اما قادر به سرکوب محدود و کوتاه‌مدت است نه بیشتر.

۲-۳. راهکار «اقدام هماهنگ» با این مبانی:
- گفت‌وگو و چانه‌زنی در درون ساخت قدرت مستقر بی‌ثمر است. اصلاح‌طلبان باید بر اظهار قدرت و بسیج عمومی تکیه کنند.
- برای تداوم اصلاحات باید بیشتر بر حقوق مردم و مردم‌سالاری تأکید کرد نه ظواهر قانونی و قوانینی که تعبیر مردم‌سالارانه‌ی آنها ممکن نیست.
- برای پیشبرد اصلاحات باید شجاعت مدنی داشت و خود را هم برای نافرمانی مدنی و هم خروج از قدرت آماده ساخت.
- در عین آنکه باید فعالیت جبهه‌ای را ادامه دهیم نباید تنها به بیان خواسته‌ها و برنامه‌هایی که مورد توافق تمامی عناصر جبهه بوده و معمولاً بیان حداقل خواسته‌ها هستند، بسنده کنیم. فعالیت جبهه‌ای باید با فعالیت حزبی تکمیل گردد.
- دولت آقای خاتمی و شعارهای این دولت، حداقل خواسته‌های مردم هستند و نه حداکثر و تمام این خواسته‌ها. این دولت را باید به عنوان گامی در مسیر و نه رسیدن به هدف ارزیابی کرد. از این زاویه (خواسته‌های حداکثری) باید نسبت به نقد دولت اقدام کرد.
- همه‌پرسی را باید به روشی برای اصلاحات بنیادی تبدیل کرد و از محدود کردن آن به اصلاحات جزئی و محافظه‌کارانه‌ای که در نهایت ساخت قدرت را حفظ می‌کند، خودداری نمود.
- محافظه‌کاران برخلاف ادعاها و نمایش‌هایشان، ظرفیت بسیار محدودی برای سرکوب و اِعمال خشونت دارند.
- دایره شمول جبهه‌ی دوم خرداد را باید گسترش داد، به طوری که همه‌ی نیروهای طرفدار مردم‌سالاری و اصلاح‌طلبی را در ایران امروز دربر گیرد.


پی‌نوشت:
علیرضا علوی‌تبار در ادامه‌ی این مقاله، وضعیت‌های محتمل پیش رو را توصیف و پیش‌بینی می‌کند. این بخش در ادامه در «پیام ایرانیان» منتشر خواهد شد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

لطفاً فقط در مورد موضوع این نوشته نظر بدهید. با سپاس!