۱۳۹۰ اسفند ۲, سه‌شنبه

هنوز هستی ای دل؟!

گاهی لازم است دلت با گره خوردن نگاهت در چشمانی دیگر بلرزد، هُری بریزد پایین، عرق سرد به پیشانی‌ات بنشیند، دویدن گرمایی ناشناس را در رگ‌هایت حس کنی....
لازم است! لازم است تا مطمئن شوی هنوز جای آن قلب صبور با قطعه‌ای سنگ یخی، پر نشده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

لطفاً فقط در مورد موضوع این نوشته نظر بدهید. با سپاس!